تبلیغات
سایت تخصصی اخبار ومطالب حقوقی «حقوق یار» حقوقدانان سابق - بیع
پنجشنبه 1 اردیبهشت 1390

بیع

   نوشته شده توسط: قاسم اربابی    نوع مطلب :حقوق خصوصی ،

بیع در لغت به معنای خرید و فروش و داد و ستد است  و در اصطلاح فقهی: ایجاب و قبولی است كه بر نقل ملك در مقابل عوض معلوم و متعین دلالت كند. تعریف دوّم بیع؛ ایجاب و قبول از دو طرف كامل [بالغ، عاقل، مختار، دارای قصد و اراده] است. كه با رضایت طرفین عین در قَبال عوض متعین و معلوم به طرف دیگر منتقل می‌شود. ........

بیع در لغت به معنای خرید و فروش و داد و ستد است  و در اصطلاح فقهی: ایجاب و قبولی است كه بر نقل ملك در مقابل عوض معلوم و متعین دلالت كند. تعریف دوّم بیع؛ ایجاب و قبول از دو طرف كامل [بالغ، عاقل، مختار، دارای قصد و اراده] است. كه با رضایت طرفین عین در قَبال عوض متعین و معلوم به طرف دیگر منتقل می‌شود.
 
ارتباط معنی لغوی با اصطلاحی:
بیع در لغت به معنی داد و ستد است. و در اصطلاح هم دادن عین و گرفتن عوض است. و تقریباً ارتباط نزدیكی با هم دارند.
 
اهمیت بیع
یكی از ضروریات بشر در جامعه امروزی بیع می‌باشد. در این زمان هر كس به نوعی خرید و فروش دارد. شخصی كه اول صبح تا شب كارش خرید وسایل و ملزومات زندگی می‌باشد. یا بازاری‌ها كه جنسی می‌خرند و می‌فروشند. اگر خرید و فروش نباشد جامعه مختل می‌شود. چون انسانی نیست كه به انسان دیگر محتاج نباشد؛ و این رفع احتیاج از طریق ارتباط با همدیگر و داد و ستد حاصل می‌شود.
 
مشروعیت بیع
ادله متعددی بر مشروعیت بیع دلالت دارند. كه چند نمونه از ادله ذكر می‌شوند.
آیات:
«احلّ الله البیع و حرّمَ الرّبا»
خداوند بیع را حلال و رباء را حرام كرده است.
 
«لا تاكلوا اموالكم بینكم بالباطل الاّ ان تكون تجارة عن تراضٍ»
اموالتان را در میان خود از راه حرام و نامشروع نخورید. مگر اینكه تجارتی از روی رضایت طرفین انجام گرفته باشد.
خرید و فروش خود معصومین (ع) و بیع‌هائی كه در حضور آنان انجام می‌شده، یا خود معصومین افرادی را وكیل می‌كردند كه برای آنها چیزی بخرند یا بفروشند. اگر بیع نامشروع بود. معصومین (ع) آن را تأئید نمی‌كردند.
اقسام بیع
بیع به اعتبار زمان به چهار قسم تشكیل می‌شود.
1-    عوضین هر دو حالّ باشند. گندم را می‌دهد و همان جا هم پولش را می‌گیرد (بیع نقد)
2-    عوضین هر دو در آینده تحویل هم دیگر داده شوند. [بیع كالی به كالی]
3-    ثمن را می‌دهد و مثمن را در آینده تحویل بگیرد (بیع سلف)
4-    مثمن حالّ باشد؛ و ثمنش بعداً داده شود.(بیع نسیه)
 
 
تقسیمات دیگر بیع:
به اعتبار تساوی بین عوضین و عدم تساوی بین عوضین: به دو قسم تقسیم می‌شود.
 
1- یا تساوی بین عوضین واجب است. گندم را به گندم می‌فروشد واجب است كه 10 كیلو می‌دهد ده كیل بگیرد. [بیع ربوی]
2- تساوی بین عوضین، واجب نیست گندم 100 كیلوئی را به 50 كیلو برنج ب‌فروشد. [سایر افراد بیع]
 
اقسام بیع به اعتبار نوع مبیع
اگر جنس فروخته شده حیوان باشد. (بیع حیوان)
جنس فروخته شده ثمره باشد مثل فروش میوه. [بیع ثمار]
جنس فروخته شده طلا و نقره باشد. (بیع صرف)
جنس فروخته شده غیر این 3 مورد باشد [سایر افراد بیع
 
اركان بیع
از سه ركن تشكیل می‌شود 1. عقد بیع 2. عوضین 3. متعاقدان.
عقد بیع مثل سایر عقود از دو طرف تشكیل می‌شود ایجاب از طرف بایع و قبول از طرف مشتری.در بیع شرط است كه صیغه خوانده شود. بایع بگوید فروختم. مشتری نیز بگوید خریدم، یا قبول كردم. و صیغه خواندن به هر زبانی كه باشد كفایت می‌كند و عربیّت در آن شرط نیست.
 
شرایط متعاقدان
1)   متعاقدان باید عاقل باشند خرید و فروش آدم مجنون صحیح نیست
2)   بالغ باشند مشهور فقهاء می‌گویند معامله بچّه باطل است
3) دارای قصد و ارده باشند اگر آدم غافل یا در حال خواب یا با شوخی بیع را واقع كند صحیح نیست
4)   هر دو دارای اختیار باشند. از روی رضایت و طیب نفس معامله كنند نه در اثر اكراه و اجبار
5) متعاقدان باید مالك باشند یا از طرف مالك یا از طرف شارع اذن داشته باشند. مثل ولی طفل، یا سرپرست یتیمان که از طرف شارع اذن دارند
 
شرایط عوضین
1) بیع باید ملكیت و مالیت داشته باشد و هم چنین شارع ملك بودن آن را مجاز بداند. بیع انسان، بیع تراب و بیع چیزهائیكه نفع غالب ندارند مثل حشرات صحیح نیست
2) طرفین(بایع ومشتری) قادر بر تسلیم ثمن ومثمن باشند.
3) مبیع طلق [آزاد باشد] بنا بر این فروش وقف صحیح نیست.